الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
144
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
است كه در خانههاى خود آرام بگيرند . « 1 » اكنون اگر عايشه عهدى غير از اين دارد ، آن را آشكار كند و به ما ارائه دهد تا ما هم از آن آگاه گرديم . اكنون اى بندگان خدا ! از خدا بترسيد كه ما به شما فرمان مىدهيم . از خداى بترسيد و به ريسمان خدا دست يازيد و خداوند ولى ما و شماست . چون طلحه و زبير اين سخن ام سلمه را شنيدند ، بر ايشان سخت گران آمد و كار دشوار شد . ام سلمه باز به عايشه پيام فرستاد و گفت : پندت دادم نپذيرفتى و حال آنكه عقيدهات را دربارهء عثمان مىدانم و اگر او از تو يك جرعه آب مىخواست به او نمىدادى و اكنون مىگويى عثمان مظلوم كشته شده است و مىخواهى مردم را براى جنگ با كسى كه ، چه اكنون و چه در گذشته ، سزاوارترين همه بر خلافت است بشورانى ؟ از خداى آن چنان كه بايد بترس و خويشتن را در معرض خشم خداوند ميفكن . عايشه به او پيام داد : اما آنچه از عقيدهء من كه دربارهء عثمان مىدانى همان گونه بود و اكنون براى بيرون آمدن از آن گناه چارهاى جز مطالبهء خون او ندارم و اما در مورد على ، من به او فرمان مىدهم كه اين كار را به شورايى ميان مردم واگذارد و اگر چنان نكند ، بر چهرهاش شمشير مىزنم تا خداوند آنچه مىخواهد پيش آورد . ام سلمه پاسخ فرستاد : كه من از اين پس نه تو را پند خواهم داد و نه با تو سخن خواهم گفت . قدرت و كوشش خود را به كار بردم و به خدا سوگند براى تو بيم دارم كه بدبخت شوى و به آتش درافتى . به خدا سوگند كه اين گمان تو باطل خواهد شد و خداوند على بن ابى طالب را بر هر كس كه بر او ستم كند يارى خواهد داد و به زودى سرانجام آنچه را گفتم خواهى دانست . على با پيمانگسلان جهاد مىكند چون آن قوم همان گونه كه گفتيم اجتماع كردند و تصميم بر خروج گرفتند و
--> ( 1 ) در تفسير روح العانى آلوسى ؛ ج 22 ، ص 6 ، آمده است كه پس از نزول آيهء « وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ . . . » زنان پيامبر به حضور ايشان آمدند و گفتند : مردان فضيلت جهاد را در ربودند آيا براى ما كارى هست كه با انجام آن به پاداش مجاهدان برسيم ؟ فرمودند : هر كس از شما در خانهء خود بنشيند پاداش آنان را مىيابد . آلوسى خود مىگويد : بيرون آمدن آنان از خانه براى زيارت هم حرام بوده است تا چه رسد به بيرون آمدن آنان براى فتنهانگيزى ! و همچنين رجوع كنيد به سيوطى ، الدر المنثور ؛ ج 5 ، ص 196 .